فرصتی خواستمش او به من فرصت داد
جرعتی داد به من که مرا قدرت داد
او مرا عرش کشید
بر زمین نقش کشید
کل دریا به لبم قطره ای اشک چشید
نه مرا توهینی نه مرا تحقیری
من به او بخشیدم پشت به هم جنگیدیم
تو میان زر و گل خوار شدی
ما میان همه کس یاد شدیم ...
نظرات شما عزیزان:
غریبه 
ساعت19:56---24 آذر 1392
برچسبها: