دنیا !
بازی هایت را سرم درآوردی !
گرفتنی ها را گرفتی !
دادنی ها را ندادی !
حسرت ها را کاشتی !
زخم ها را زدی !
دیگر بس است چون چیزی نمانده ، بگذار بخوابم . . .
محتاج یک خواب بی بیدارم !
نظرات شما عزیزان:
غریبه 
ساعت16:12---1 دی 1392
خدایا
مىخواهم اعتراف کنم !
خسته ام
من امانت دار خوبى نیستم
مرا از من بگیر
مال خودت
من نمیتوانم نگهش دارم
برچسبها: