چقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر کم تــــــــوقع شده ام نـه آغوشت را میـــــــــخواهم ! نـه یک بوســــــــــــه ! ... همین که بیایی از کنارم رد شوی کافیست ...! مــــــرا به آرامش میرساند حتی اصطحکاک ســــــــــــایه هایمان...

نظرات شما عزیزان:
ققنوس 
ساعت15:04---25 خرداد 1392
دلم خیلی واسش تنگه ... خیلی ... گفت میره به خاطر خودم !... واسه خوشبختی خودم که آرزوشه ...ولی ...نمیدونم ...واقعا چرا ؟....
اگه به خاطر من بود چرا دوباره برگشت ... چرا وقتی اومد که دیگه کار از کار گذشته بود ...چرا ...
چرا گفت دوست دارم ...چرا زود جا زد .....چرا خودشا بی تفاوت نشون داد ....بعد دوباره برگشت ...
تو زمانی که نبود نمیدونه چی بهم گذشته ...چطور روزاما شب میکردم ...چه شبایی که ....آه ...
هنوزم دوسش دارم ولی نه به عنوان عشقم به عنوان ی دوست ...ی غریبه ای که ... بد کرد بهم ...حقم نبود ...نبود ...
دیگه خیلی دیره
مراقب خودت باش
برچسبها: